سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

412

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

آن بطور مطلق حكم بعدم جواز طلاق عبدش است كه البته حمل اين اخبار بر موردى كه زوجه عبد كنيز مولى بوده طريق جمع بين اين اخبار و احاديث ديگر است . بعضى رأى سومى اختيار نموده و فرموده‌اند : در اين صورت كه كنيز ملك مولاى عبد نيست مولاى عبد مىتواند وى را مجبور كند كه همسرش را طلاق دهد همانطوريكه مىتواند او را بر ازدواج ملزم و مجبور نمايد . مدرك اينقائل روايتى استكه مطلق بوده ولى از نظر ما متعيّن و واجبست كه بر موردى حمل شود كه همسر عبد كنيز مولاى عبد بوده چنانچه حكمش قبلا گذشت . قوله : و ان كان قد زوّجه بها مولاه : يعنى اگرچه مولاى عبد كنيز ديگرى را به تزويج عبد درآورده ولى معذلك بنا برأى مشهور طلاق چنين كنيزى بدست خود عبد است ، بنابراين ضمير منصوبى در [ زوّجه ] به عبد و ضمير مجرورى در [ بها ] به امّة غير سيد عبد راجعست . قوله : لعموم قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : اينروايت نبوى است و از طرق عامه نقل شده كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمودند : الطلاق بيد من اخذ بالساق يعنى طلاق فقط بدست شوهر است . و در نسخ كتاب اينطور ضبط شده : [ لعموم قوله عليه السلام ] يعنى آن را به امام عليه السلام نسبت داده و ظاهرا اين اشتباه از